تبليغاتX
راه من

راه من

فرهنگ و هنر

همیشه به یاد داشته باش تا به فراموشی بسپاری آنچه را که اندوهگینت می سازد! اما.... هرگز فراموش مکن و به یاد داشته باش آنچه را که شادمانت می سازد! آنانکه آفتاب را به زندگی دیگران ارزانی می دارند. نمیتوانند خود ازآن بی بهره باشند...!
+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم خرداد 1384ساعت 18:47  توسط حیدر  | 

ازم پرسید منو بیشتر دوست داری یا زندگیتو ؟

 خوب منم راستشو گفتم .

گفتم : زندگیمو .

ازم نپرسید چرا ؟

گریه کرد و رفت .

. . . اما نمیدونست که اون زندگیمه .

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1384ساعت 20:34  توسط حیدر  | 

من چشم خورده ام

 من چشم خورده ام

من  تكه تكه  از دست  رفته ام

در روز روز زندگانيم

 

+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم اردیبهشت 1384ساعت 15:19  توسط حیدر  | 

 

"صحبت از پژمردن يك برگ نيست

فرض كن مرگ قناري در قفس هم مرگ نيست

فرض كن يك شاخه گل هم در جهان هرگز نرست

فرض كن جنگل بيابان بود از روز نخست

در كويري سوت و كور..

در ميان مردمي با اين مصيبتها صبور

صحبت از مرگ محبت، مرگ عشق

گفتگو از مرگ انسانيت است" 

+ نوشته شده در  جمعه نهم اردیبهشت 1384ساعت 22:20  توسط حیدر  | 

مرگ از زندگي پرسيد:آن چيست که باعث مي شود تو شيرين و من تلخ جلوه کنم؟ زندگي لبخندي زدو گفت :دروغ هاي که در من نهفته هست و حقيقتي که تو در وجودت داري.

+ نوشته شده در  پنجشنبه هشتم اردیبهشت 1384ساعت 2:0  توسط حیدر  | 

   زندگی آنقدر جدی نیست

بیایید شوخی را جدی تر بگیریم.

+ نوشته شده در  پنجشنبه هشتم اردیبهشت 1384ساعت 0:39  توسط حیدر  | 

تراژدی مرگ خواهر

آوازعاشقانه ما در گلو شکست

حق با سکوت بود صدا در گلو شکست

دیگر دلم هوای سرودن نمیکند

تنها بهانه دل ما در گلو شکست

خواهرم،  بي تو تمام لحظه هايم بوسه بر تنديس مرگ است

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم اردیبهشت 1384ساعت 21:13  توسط حیدر  | 

بعد از مرگ من

 

بعد ازمرگ من دنیا به چه شکل خواهد شد.تغییر دردنیا وجود دارد یا خیر؟ تغییر در آدمهای دنیا چه طور. پدرم، مادرم ،خواهرانم ،برادرانم ،دوستانم و... بعد از مرگ من چطور خواهند شد. جامه مشکی ،چشمهای گریان، دوستان گریان و دشمنهای گریان . دشمنها دیگر چرا گریه می کنند.فرق دوستان ودشمنان درچیست ؟

منتها خوابیده ،شلاقها بی کار،پتکها ثابت پس دلایل گریانی دشمنها چیست .دیگر سری نمانده سر ........ نمانده که منتها رابر سر او بگذاریم .دیگر بی کار شدیم چه کسی را ....... که نیست پس ما چه کسی را مسخره کنبم. دیگر وقتی ...... نیست دستان بی کار ما بر سرچه کسی فرود آوریم.

دلم برای پدرم می سوزد که بعد ازمرگ من طفلکی بی خواب می شود که شبها ،شبهایی که انسانهای آزاد در اوج زیبایی شب خود را در عمق شب قرارمی دادند وزندگی می کردند آن شبها پسری تا نیمه شب قصه های پدر گوش می کرد آن قدر گوش می کرد تا بلا خره چشمان پسر گریان می شد وچشمان پدر خواب آلود.

پدرم قصه های گریان را دیگر برای چه کسی بگویید تا خودش خوابش ببرد .چشمان پدر خوابید ودر ظاهرهمه چیز تمام شد .جواب چشمان خیس وگریان پسر راچه کسی می دهد تمام افراد وپدر خوابند و .......

هنوز می گرید به قصه گویی پدر تا صبح . خدایا پدرم را شبها بی خواب مکن .خدایا هیچ کس را هم جایمن مگذار. خدایا پدرم را به تو می سپارم .

                                                                                   خدا حافظ

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم اردیبهشت 1384ساعت 20:47  توسط حیدر  | 

به نام خدا خالق انسان

 به نام انسان خالق غمها

 به نام غمها بوجود آورنده اشکها

 به نام اشکها تسکين دهنده قلبها

به نام قلبها ايجادگر عشق

 وبه نام عشق زيباترين خطای انسان

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی و یکم فروردین 1384ساعت 0:33  توسط حیدر  | 

ای که در تنها ترین تنهایی ام تنهای تنهایم گذاشتی

  الهی به حق دل تنهایم  تنها ترین تنها کست تنهای تنهایت گذارد........!

+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم فروردین 1384ساعت 15:47  توسط حیدر  |